خواجه نظام‌الملک نظامیه را می‌ساخت.

ابوسعید نیشابوری بسیار زر عمارت را تصرف نمود.

خواجه گفت اندوه من از آن نیست که تو خیانت کردی یا دیگری...

بلکه اندوه من بر زمانی است که فوت شده و تدارکات آن ممکن نه!

می‌خواستم این مدرسه را بنا محکم باشد، مانند جامع منصور و بیمارستان عضدالدوله.


تجارب السلف

پیشگفتار خاطرات رصدخانه

در زمستان 1385 بود که آقای مایکل فیشر استاد انسان‌شناسی از دانشگاه ام‌آی‌تی ایران بود و با او شام را در چلوکبابی نواب در خیابان ولی‌عصر تهران می‌خوردم. تازه طرح به پژوهشگاه دانش‌های بنیادی ابلاغ شده‌بود. صحبت از طرح رصدخانه‌ی ملی شد؛ برایش جالب بود. گفت خیلی دلم می‌خواهد یک دانشجوی دکتری بگیرم روی این طرح کار بکند. برایم سوال بود چرا آن هم در رشته‌ی انسان‌شناسی و آن هم در ام‌آی‌تی! توضیح داد؛ گفت برای ما در انسان‌شناسی بسیار مهم است چطور چنین طرح بزرگی در کشوری جهان سومی شروع می‌شود و چطور پیش می‌رود. در ادامه گفت اگر نتوانستم شما سعی کنید در ایران دانشجویی بگیرید با استادی علاقه‌مند و من هم کمک می‌کنم؛ اگر این هم نشد خود شما خاطرات کار با این طرح را به هر تفصیلی که بتوانید بنویسید. 

من آن کار را از روز 23 اسفند 1385 شروع کردم. چهار دفتر نوشته شد:

  • دفتر اول از 23 اسفند 1385 تا شهریور 1389. در ابتدای همین دفتر در اواخر شهریور سال 1389 چند صفحه از مجموعه‌ی خاطرات قبل از آن به آن اضافه شد.
  • دفتر دوم از مهر 1389 تا اسفند 1391. 
  • دفتر سوم از فروردین 1392 تا اسفند 1393.
  • دفتر چهارم از فروردین 1394 تا اسفند 1394 یعنی دو ماه پس از استقرار مدیریت جدید.

اکنون دفتر پنچم در دست نوشتن است که کمتر به رصدخانه مرتبط است اما برای دانستن آن برای علاقه‌مندان لازم است. سعی می‌کنم حالا که درست ده سال از شروع نوشتن دفترها می‌گذرد بخش‌هایی از این خاطرات را روی وبگاهم بگذارم. از این دفترها فقط دو نسخه دست‌نوشت یکی اصل و دیگری کپی وجود دارد به غیر از آن‌چه که با تغییرات بسیار اندک ویرایشی تایپ شده‌است. همه‌ی آن‌چه که نوشته شده برای تاریخ است و قابل انتشار نیست.

رضا منصوری

12 اسفند 1395

 

شروع یادداشت‌های روزانه، اواخر سال 1385، طرح رصدخانۀ ملی ایران

23/12/85

جلسه هیئت امنا مرکز(پژوهشگاه) برگزار شد. گرچه وزیر و معاون (.........) در ابتدا مخالفت نشان دادند اما با حمایت و توضیحات حداد عادل (رئیس مجلس) موضوع پژوهشکده ..... به تصویب رسید.

بنابراین قرار شد پژوهشکدۀ .... پژوهشگاه همان ..... مصوب کرده بود.

به این ترتیب یکی دیگر از ابهام‌ها و مشکل‌های سر راه پروژه رصدخانه ملی که به خصوص .... ایجاد می‌کرد برطرف شد. باید هنوز منتظر بقیه پس لرزه‌ها بود اما لرزۀ اصلی پشت سر گذاشته شده بود.

دیدگاه‌ها  

#1 پاسخ: خاطرات رصدخانه‌ی ملی ایران - دفتر اولسهراب 1396-03-15 00:00
با سلام، جناب دکتر منصوری، چرا در مورد درس نسبیت عام و خاطرات ان چیزی نمی نویسید ? کجای دنیا این درس رو با پاور پوینت اراعه می دهند ? اوایل همه کلاس فکر می کردن سطح کلتس ایشان بالا هست و .. اما بهد از چند جلسهدبه عمق فاجعه پی بردیم. به قول یکی از دوستان جزوه نسبیت عام 1 حضرت منصوري افتضاح ترين متن (به نظر علمي ) هست. خدا مي داند چند میلیون بابت ان کلاس از دانشگاه می گیرید ? یا در مورد طفره رفتن هایتان از جواب به سوالات با استفاده از تکنیک های مغلطه نیز خاطراتی را بیان کنید تا مردم شما را نیز مانند دکتر حسابی بشناسند، ارزشمند ترین کار شما در طول عمرتان جلوگیری از ایجاد بتی به نام محمود حسابی بود، امیدوارم کسی پیدا شود تا بت منصوری را نیز بشکند و انحصار گرانش و باند بازی شما را خاتمه دهد.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید