نقدی برای برنامه دولت دوازدهم درباره جایگاه علم و دانشگاه

چندی پیش، در ایام تبلیغات انتخابات دوازدهمین دوره ریاست‌جمهوری، برنامه‌ی آقای روحانی برای بخش علم، فناوری و نوآوری تحت عنوان جامعه‌ی نوآور را در جزوه‌ای بی‌تاریخ دیدم. حالا که تکلیف ریاست‌جمهوری مشخص شده می‌توان آن را برنامه‌ی دولت دوازدهم تلقی کرد و درباره‌اش صحبت کرد. این که در مناظره نامزدهای انتخاباتی بحثی از علم و فناوری نشد یا اگر جمله‌ای هم طرح شد به حقوق معلمان فروکاهیده شد نشان می‌دهد موضوع علم در میان سیاستگذاران کشور اولویت ندارد. بنابراین نباید متوهم بود و انتظاری خلاف واقعیت داشت. جای تحقیقی جامعه‌شناسانه در این زمینه خالی است که چرا سیاست‌مداران ما دائم از علم و فناوری صحبت می‌کنند اما در بزنگاه‌ها و در اجرا به آن توجهی ندارند. در این میان باید ممنون بود که آقای روحانی دست کم بخش علم و فناوری را در برنامه‌ی دولت دوازدهم فراموش نکرده است.

بخش علم، فناوری و نوآوری فصل 6 برنامه‌ی انتخاباتی آقای روحانی است. این بخش سه قسمت دارد: مقدمه، سیاست‌ها، و برنامه‌ها، که هرکدام هم چند قسمت دارد. در مقدمه شش «هدف عمده» برای «نظام علم، فناوری و نوآوری» در نظرگرفته می‌شود. من درک نمی‌کنم که این اهداف کلی چه نقشی در برنامه‌ریزی یک دولت 4 ساله دارد. آن‌چه از برنامه‌ای چهار ساله انتظار می‌رود ذکر هدفی است که دولت باید در این چهارسال دنبال بکند، و نه اهداف کلی در حال تحول و مستلزم بحث‌های دانشگاهی. به این معنی، هدفی دسترس‌پذیر در این برنامه گنجانده نشده است؛ گرچه در بند آخر مقدمه گفته شده «برنامه پیشنهادی ... بر پایه ضرورت فراهم آوردن ملزومات رسیدن به این اهداف ... تدوین شده است».

در قسمت دوم شش «سیاست کلیدی» بیان شده که اهداف مذکور قرار است با آن ها پیگیری شود: منظور از کلیدی بودن هم مشخص نیست. خواننده در نمی‌یابد کدام سیاست برای کدام هدف است. چند نکته در مورد این سیاست ها:

  1. در حوزه‌ی آموزش «سیاست آموزش یکپارچه، متنوع و عادلانه» مطرح شده است. تصور می‌کردم این هدف است و نه سیاست! نفهمیدم که نویسندگان این متن با این سیاست به چه هدفی می‌خواهند برسند، مستقل از این که اصلا مگر این هدف مطلوب است و در چهار سال قابل حصول!
  2. در حوزه‌ی پژوهش «سیاست ابرپژوهش برای مقابله با ابرچالش‌ها» عنوان می‌شود. این عنوان را برای بار اول می‌شنوم. شاید منظور از این واژه همان اغراق متعارف ما ایرانیان باشد یا مثلا ترجمه مگا پروژه؛ در این صورت نمی‌دانم مگاچالش دیگر چیست! در هر صورت در هیچ جای متن مفهوم ابرپروژه تعریف نشده‌است و در قسمت بعدی صحبت از طرح‌های کلان پژوهشی است. گزاره‌هایی که در ادامه‌ی این سیاست آمده است نمی‌دانم به چه منظور است، و نتوانستم با آن به عنوان توضیح یک سیاست ارتباط برقرار بکنم؛ و نمی‌دانم چگونه می‌شود در انتهای چهارسال تحقق این سیاست را ارزیابی کرد.

از آنچه به عنوان سیاست‌های دیگر ذکر شده می‌گذرم. می‌پردازم به قسمت سوم با عنوان «برنامه‌های حوزه‌ی علم و فناوری» که قرار است «سیاست‌های تشریح‌شده در حوزه‌ی علم و فناوری با این اقدام‌ها دنبال» شود. اولین اقدام «تغییر ساختار نظام علم، فناوری و نوآوری کشور» است که بلافاصله گفته می‌شود «مستلزم انجام اقدامات زیر است» که به دنبال آن 6 اقدام ذکر می‌شود. به طور مثال «تمرکز در سیاست‌گذاری ...» یک اقدام تلقی می‌شود و همین طور تنظیم چند لایحه. از ذکر گزاره‌های بعدی با عنوان اقدام می‌گذرم. حرفی در این زمینه برای گفتن نیست.

عنوان بخش چهارم و آخر «نهادهای لازم برای اجرای برنامه علم و فناوری» است. در این‌جا مفاهیمی ردیف شده‌اند که من درک نکردم از کجا آمده‌اند و برای چه آمده‌اند، مانند: دانشگاه اندیشه‌ورز، دانشگاه ترویج‌گر دانش، دانشگاه تمدن‌ساز، دانشگاه امن و آزاد، مدرسه‌ی آینده‌ساز، نهاد تحقیق و توسعه: بنگاه نوآور، و چندین نو واژه‌ی دیگر. نتوانستم بفهمم این واژه‌ها چه ربطی به یک برنامه دارد بدون این که در هیچ جای برنامه به این واژه‌ها استناد شده باشد.

به این ترتیب در این متن با مجموعه‌ای از جملات و بیان آرزوها و ایده‌ها برمی‌خوریم که به سختی بتوان در آن عنصرهای یک برنامه‌ی ملی را دید. نه هدفی دسترس-پذیر مشخص است و نه اقدامی روشن به جز در برخی موردهای مرتبط با شرکت‌های دانش‌بنیان که برنامه وارد جزییات بسیار شده است. کوشیدم از مجموع این کشکولِ ایده‌های مرتبط با علم و فناوری تفکری را در زمینه‌ی آموزش عالی دریابم. اکنون چکیده‌ی دریافت خودم از این متن را بیان می‌کنم:

  1. دولت دوازدهم تصور روشنی از علم و فناوری بیان نکرده است؛
  2. فعالیت دولت در این زمینه فرو کاهیده خواهد شد به طور عمده به ترویج تجاری‌سازی؛
  3. سعی خواهد شد میان معاونت علمی و وزارت عتف تفکیک وظایف روشن‌تر بشود و در این مورد لایجه‌ای تنظیم بشود. واضح است که این امر منجر به مصرف کردن وقت و هزینه‌ی زیاد و نیز اصطکاک فراوان میان نیروهای متخصص خواهد شد؛
  4. در امر پژوهش و انواع آن و نوعی که دانشگاه‌ها باید در آن درگیر بشوند و در زمینه‌ی بودجه‌های آن اتفاقی در 4 سال آینده قرار نیست بیفتد؛
  5. هیچ اقدامی در جهت وارد کردن مفاهیم اداری مدرن علم و پژوهش و فناوری در عرف اداری ایران قرار نیست شروع بشود؛ بنابراین در چهار سال آینده هم هنوز به روش‌های دیوانی به مدیریت علم و فناوری خواهیم پرداخت و این یعنی تعلل در اتصال به مفاهیم جهانی علم و فناوری.
  6. در صورتی که دولت بتواند اعتبارهایی برای طرح‌های کلان پژوهشی فراهم آورد آن را در صورتی به هزینه خواهد گرفت که 50% آن از بخش خصوصی بیاید. این یعنی این که ایران کماکان از انجام پژوهش‌های بنیادی پرهیز می‌کند و بنابرآن وابستگی‌اش به کشورهای تمدن‌ساز بیشتر خواهد شد و در نتیجه تهاجم فرهنگی موثرتر عمل خواهد کرد؛
  7. همکاری‌ها بین‌المللی فروکاهیده خواهد شد به مبادله‌ی دانشجو در بهترین شرایط.

علم و آموزش عالی ما با چندین بحران رو به رو است که کاشکی در برنامه‌ی دولت دوازدهم به آن‌ها پرداخته می‌شد. ما سالانه با حدود یک میلیون دانش‌آموخته‌ی کارشناسی رو به رو هستیم و یک میلیون هم ورودی به دانشگاه. به چه منظور؟ از این یک میلیون دانش‌آموخته‌ی کارشناسی حدود 300.000 نفر به کارشناسی ارشد راه می‌یابند و همین تعداد هم در سال دانش‌آموخته ارشد می‌شوند. به چه منظور؟ از مجموع این دانش‌آموختگان سالانه حدود 30.000 نفر هم در سال به مقطع دکتری می‌روند و همین تعداد هم دانش آموخته دکتری می‌شوند. به این ترتیب دانشگاه‌های ما سالانه 700.000 نفر دانش‌آموخته‌ی کارشناسی، 270.000 نفر ارشد، و 30.000 نفر دکتری جویای کار به جامعه تحویل می‌دهد؟ به چه منظور؟ برای چه شغلی این افراد دانش‌آموخته تربیت شده‌اند؟ تنها به دانش‌آموخته‌های دکتری توجه کنید که شاید 10% آن‌ها در مراکز آموزشی استخدام شوند بقیه کجا بروند؟ این حباب آموزش عالی را چگونه دولت می‌خواهد مهار بکند؟

دولت افتخار می‌کند که در تجاری‌سازی موفق بوده است، که البته معلوم نیست موفقیت با چه سنجیده می‌شود! گفته شده که ما 3000 شرکت دانش‌بنیاد داریم که خبر خوشی است. اما این 3000 در کل شاید توانسته باشند 30.000 نفر را به کار گمارده باشند. یعنی از مجموع دانش‌آموختگان یک سال تنها 3 درصد آن‌ها؛ توجه داشته باشیم این تعداد شرکت در یکسال تاسیس نشده‌اند بلکه باید آن‌ها را در یک فرآیند دست کم 10 ساله دید که در مراکز رشد شروع به کار کرده بودند. پس این روال جوابگوی موج دانش‌آموختگان نیست. چه می‌توان کرد؟ این حباب خواهد ترکید؟

دولت برنامه‌ی نانو فناوری را یکی از موفق‌ترین برنامه‌های تحقیقاتی می‌داند. همین هفته‌ی پیش معاونت علمی و دبیرخانه شورای عتف اعلام کردند ایران پنجم در دنیا شده و ژاپن و آلمان را پشت سر گذاشته است. مستقل از نقدی که بر شاخص رسیدن به این نتیجه وارد است، باید سوال کرد که گویی حالا اول هم شدیم و آمریکا را هم پشت سر گذاشتیم چه بر سر این دانش‌آموختگان بی‌کار ما می‌آید و چه نفعی برای اقتصاد ما دارد؟ حتی چه نفعی برای فرهنگ ما دارد؟ ما را چه شده که «چندم-گرا» شده‌ایم؟ به دنبال «چندمی» بودن نشان از عقده حقارتی دارد که رفع آن به توسعه‌ی اقتصادی نمی‌انجامد. این بحران «چندم-گرایی» بی‌ارتباط با حباب آموزش عالی نیست.

برنامه ی دولت باید در جهت رفع این دو چالش اصلی در علم و آموزش عالی ما باشد. این دو چالش را، که نتیجه‌ی 40 سال دانشگاه‌داری بی‌رویه‌ی ما است، قطعا نمی‌توان در یک دوره‌ی چهارساله مرتفع کرد و دولت نباید هم چنین قولی بدهد، اما باید قول بدهد هدفش حرکت در جهت رفع این دو بحران و در جهت توسعه‌ی همه‌جانبه است. پس باید سیاست‌ها و برنامه‌هایی اتخاذ بکند که منجر به رفع این دو بحران بشود. مثلا می‌توان به این سه سیاست فکر کرد:

  1. دادن آزادی‌های بیشتر به دانشگاه‌ها برای طراحی رشته‌های مورد نظر، گرفتن دانشجو، و استخدام استاد؛
  2. منطقی‌کردن اعتبارهای پژوهشی؛
  3. منطقی‌کردن حمایت از کارآفرینی و نوآوری.

این سیاست‌ها زمینه‌ساز حرکت دانشگاه و علم به سمت نیاز جامعه است؛ البته نیاز به پژوهش‌های بنیادی هم، بر خلاف تصور بعضی مدافعان تجاری‌سازی، بخشی منطقی از آن است. می‌توان برنامه‌های زیر را بلافاصله در این جهت شروع کرد:

  1. دانشگاه‌هایی که متقاضی برنامه‌ریزی‌های درون-دانشگاهی هستند به آنها این امکان داده شود. در این صورت دانشگاه موظف است برای بودجه‌ای که دریافت می‌کند برنامه‌ای متناسب با اسناد بالادستی کشور ارائه دهد که این برنامه در زمان اجرا و بعد از آن ارزیابی می‌شود.
  2. دانشگاه‌ها باید خود را باز تعریف بکنند و به صراحت اعلام کنند در جهت حل کدام مسئله‌ی ملی یا منطقه‌ای می‌خواهند حرکت بکنند و در برنامه‌ریزی‌های خود برای گرفتن دانشجو و استاد و نیز راه‌اندازی رشته‌ها به این برنامه‌ها پایبند باشند. به این ترتیب تنوع در آموزش عالی باید به‌طور طبیعی رخ بدهد.
  3. سازمان مدیریت موظف می‌شود در یک دوره‌ی سه ساله اعتبارهای پژوهشی کشور را در استاندارد جهانی منطقی و شفاف بکند. تعریف استاندارد پژوهش و تقسیم اعتبارهای پژوهشی به بنیادی و کاربردی و توسعه‌ای و سهم هر بخش از مجموع اعتبارها بخشی از این منطقی‌سازی خواهد بود که در 15 سال گذشته این سازمان در مقابل انجام آن مقاومت کرده است.
  4. تعیین نهادهای مسئول به نظارت بر بودجه‌های تحقیقاتی بنیادی، کاربردی، و توسعه‌ای با توجه به تعریف استاندارد این نوع پژوهش‌ها. 5. تعیین تکلیف صندوق حمایت از پژوهشگران، صندوق شکوفایی و نوآوری، اعتبار شورای عتف، و نیز اعتبارهای پژوهشی دستگاه‌های اجرایی در چارچوب این منطقی‌سازی؛
  5. آزادسازی قیدهای اداری برای راه‌اندازی کسب و کار دانش‌بنیان با سرمایه‌ی بخش خصوصی. این برنامه مستلزم باز تعریف گردش کارها در جهت هر چه سریع‌تر کردن گردش سرمایه است و متناسب با ابعاد سرمایه‌گذاری و ابعاد کارآفرینی.
  6. تقویت انجمن‌های علمی به عنوان بازوی دولت و جامعه در تشخیص کج‌تابی‌های برنامه‌های دولت در زمینه‌ی علم و فناوری، تشخیص موردهای انتحال در همه‌ی سطوح و انواع آن و انتقال آن به بدنه‌ی اجتماع علمی کشور، تشخیص کج‌تابی‌های ناشی از استقلال دانشگاه‌ها و ارزیابی آن ‌ا، و نیز انتقال نیازهای جامعه به بدنه‌ی علمی کشور و به سیاست‌گذاران.
  7. مشارکت در پروژه‌های علمی بین‌الملی به گونه‌ای که ایران به عنوان یک قدرت در میان 20 کشور جهان در همه پروژه‌هایی که 20 کشور جهان مشارکت دارند حضور و سهمی داشته باشد.

این یادداشت در ماهنامه آینده‌نگر، شماره ۶۱، تیر ۱۳۹۶ صفحات ۵۲ و ۵۳ منتشر شده است.

دیدگاه‌ها  

#1 پاسخ: دانشگاه زیر سایه بی‌برنامگیفرهاد 1396-04-01 09:45
تو همه کلاس ها، سمینار ها، و... یک حرف مشترک دارید، سرتان بسیار شلوغ است، واقعا این چرت و پرت نوشتن ها برای شما کار شده است? خواهشا اگر از سیاه کردن کاغذ و اینترنت خوشتان میاد، از دانشگاه و ipm انصراف دهید تا بودجه ای که وزارت علوم به زحمت به دست می اورد صرف هیچ و پوچ نشود، از خودتان پرسیده اید که چند سال است در کلاس یک مسأله هم حل نکرده اید ?فقط از روی پاور پوینت. تازه اون رو هم بلد نیستید و می گید این میشه این، بقیه اش رو در مورد تاریخ و این چرت وپرت ها حرف می زنید.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید