این روزها همه در حال تسلیت گفتن‌اند. همه عزا گرفته‌اند در غم از دست دادن جواهری به نام مریم، یا به قول دوست­های المپیادی­اش م.م. چرا؟ چون یک ریاضی‌دان بزرگ دنیا در جوانی فوت شده‌است؟ نه! چون زن بوده است؟ نه! چون زن و ایرانی بوده‌است؟ پس حجابش چه؟ لابد این را در این مورد می‌توان بخشید چون افتخار بسیار بیش از این حرف‌ها بوده است. پس حجاب هم قیمتی دارد؟ آقای حداد عادل هم نگران حجاب نبودند. شاید فقط نگران مرحوم هاشمی بودند و سیاست اصول‌گرایی. البته هنوز ممکن است از مشهد صدایی بلند بشود که وا اسلاما!

چرا ما در این دوران به هیچ‌وجه نگران هزاران نفر جوان مستعد نیستیم که نظام آموزش مدرسه­ای و دانشگاهی ما آن ها را مُثله می­کند. بله سال به سال! و همین امسال! م.م. هم از دنیا رفت و جهان ریاضی‌دانی را از دست داد و پدر و مادر و بستگانش به سوگ نشستند. اما چرا هیج‌کس در سوگ آن هزاران نفر در سال نمی‌نشیند؟ چون مرگ آن‌ها عینی نیست؟ چون مرگ آنها روحی و روانی است و جسمانی نیست؟ چون سیاست­گذاران ما جنت‌مکان‌تر از آن هستند که اشتباهی را بپذیرند؟ چون ما به قول سیاست‌مداری اصول‌گرا «انقلاب نکردیم که مثل ژاپن بشویم بلکه برای معنویت انقلاب کردیم؟» آیا این مُثله کردن استعداد­ها هم عین معنویت ما است؟ یا این که چون هنوز قهرمان نشده‌اند و دیگر هم نخواهند شد؟ ما که روح خلاق آن­ها را کشته‌ایم! م.م. هم قهرمان نشده از ایران رفت؛ او تنها یک المپیادی بود یعنی در ابتدای راه! ما او را قهرمان نکردیم. ما توانایی نداشتیم و نداریم و نمی‌خواهیم توانا باشیم تا م.م.ها را قهرمان بکنیم. باید آن‌ها را به آمریکا، که مرگ بر او نباد، بفرستیم تا قهرمان بشوند. چرا؟ خوب که نگاه می‌کنیم همه­ی سیاست‌مداران و مردم ما این روزها اظهار جشن عزا می‌کنند؛ عزا نه از این بابت است که چرا دشمن ما آمریکا بچه‌های ما را قهرمان می‌کند، بلکه لابد ازاین بابت که چرا تعداد بیشتری را قهرمان نمی­کند!

چرا جامعه‌ی علمی ما توانایی پرورش استعدادها را ندارد؟ چرا جامعه‌ی علمی ما رفتاری شیزوفرن دارد؟ نظام علمی ما متصلب­تر از آن است که بتواند این درد دوگانگی رفتار را درک بکند چه رسد که به درمان آن بپردازد. اما چرا؟ نظام علمی ما فقط متصلب نیست، بلکه صلابت در رفتاری دارد که سلامت ندارد. سلامت در درک علم مدرن ندارد! رفتار علمی ما در نظام علمی موجود شبیه به رفتارهای آیینی است. یعنی رفتارهایی تکراری و مبهم برای هدفی که آن را مقدس می­پنداریم. به پدیده­ی مقاله‌های آی‌اس‌آی و آی‌اس‌سی توجه بکنید این رفتار را ما از ظاهر رفتار دانشگرانی در دنیای صنعتی، بگویید آمریکا، یاد گرفتیم. آن‌ها، بدون این که بدانیم چرا، مقاله می­نویسند، پس ما هم باید مقاله بنویسیم. جالب گزاره‌ای است از استاد ثبوتی که در فرهنگستان، محلی آیینی، گفته‌اند (با کمی تغییر در مضمون) «ما دیدیم در هاروارد در کافه تریا هم از علم صحبت می­کنند پس ما هم کافه تریا ساختیم و گفتیم در آن از علم صحبت بکنند.»  این «دیدن‌ها» ما را به تکرار رفتاری واداشته است که «خوب» دانسته‌ایم و هیچ دلیل دیگری نداریم و فقط تقدس آن  ما را وادار به این کار می کند. این همان رفتار آیینی است که گفتم.

در ابتدای امر، که مقاله‌نویسی را به عنوان سیاستی ملی و برای تمرین یاد­گیری نوشتن علمی به عنوان «مشق علم» باب کردم، کمابیش همه مسئولان نظام با آن مخالفت کردند و گفتند باید آی‌اس‌آی اسلامی درست بکنیم. این گونه شد که آی‌اس‌آی-ای کفر تلقی شد و به آیین آی‌اس سی‌آی-ای (بخوانید آی-اس-سیایی) تبدیل شد؛ بگذریم که این کفر هم باب شد و ماندگار از نوع تهاجم های فرهنگی غرب؛ البته جنبه­ی آیینی آن. این رفتارهای آیینی فقط به مقاله‌نویسی ختم نمی­شود: رساله­ی ارشد، رساله­ی دکتری، آیین  استادیاری (بسته های آماده­ی مکتوب برای پرداختن به همه­ی این آیین­ها به فروش می رسد)، آیین دانشیاری، آیین استادی، و حالا در بعضی دانشگاه­ها و پژوهشگاه­ها برای ارتقاء مقام در این رفتارهای آیینی به فکر القاب جدید مانند استاد برجسته و کرسی مفاخر افتاده­اند. و جالب این که  انگیزه­ی آیین­نامه­ی آن را نه نفس علم بلکه مظاهر رفتار علمی فرنگیان مانند IF ،Q1 ، HF، و غیره می­دانند. پس رفتارهای آیینی جدیدی در راه است که مجموع این رفتارهای آیینی را در علم مایلم آیین آی- اس-سیایی[1] بنامم! می‌شد آن را آی‌اس‌آی‌پرستی[2] هم نامید؛ این هم از این جهت که آن را علم-پرستی[3] ننامیم که تداعی اشتباه بکند! همین رفتار آیینی باعث می‌شود استادی در دانشگاهی معتبر در تهران به دانشجوی تحصیلات تکمیلی­اش که نمی‌تواند رساله «بنویسد» می گوید می‌توانی بخری! همین رفتار آیینی باعث می‌شود هر مسلمان ظاهر الصلاحی را به کسوت هیئت علمی بپذیریم اما م.م. یا مشابهش واعظی را نه!

این آیین نوظهور بسیار شبیه است به آیین محموله‌پرستی[4] که در اواخر قرن نوزدهم تا اواخر جنگ جهانی دوم به وجود آمده است. خلاصه این که بومیان منطقه‌ی اقیانوس آرام هنگامی که اولین انسان­های مدرن را دیدند که با کشتی آمدند و بارها یا محموله‌هایی را جا به جا می‌کردند، چون درکی از دنیای صنعتی نداشتند، آن را ترتیبی آیینی برای خدایان تلقی کردند و شروع کردند به تکرار ظاهر این رفتارها به عنوان آیینی جدید. از دید جامعه‌شناسی یا انسان شناسی و رفتارشناسی مجامع انسانی، رفتار علمی ما در ایران بسیار شبیه به این پدیده­ی محموله‌پرستی است. از این جهت واژه­ی آیین آی-اس-سیایی را خیلی ناروا نمی­دانم. به ویژه که سوء استفاده‌های رایج از آیین و مذهب در این‌جا هم به وضوح دیده می‌شود. توجه داشته باشیم که آیین آی-اس-سیایی هیچ ربطی به علم ندارد!

با توجه به این مفهوم‌سازی می‌توانم عزای عمومی خودمانی­ها و نظام را در فقدان یک ریاضی‌دان جهانی درک بکنم. قربانی در نظام­های آیینی همیشه مصداق داشته است. معبد آیین آی-اس-سیایی ما هم حالا خوشحال است، نه عزادار، از این که یک قربانی مهم دارد. آن بقیه­ی هزاران نفر سالانه مُثله شده اهمیت چندانی ندارند. اما این قربانی چرا !  

هنوز چند هزار هزار قربانی مُثله­ باید بدهیم که تاریخ دیگر از ما قربانی نخواهد! چه کنیم که این رفتار آیینی به رفتاری هوشمند برای توسعه­ی کشور تبدیل بشود؟ چه کنیم تعداد این قربانیان مثله شده را کمتر و کمتر بکنیم؟ م.م. حتی به جشن ملی ما هم نیاز نداشت و دیگر هم ندارد. اما حتما آرزو داشت تعداد مثله های علم ایران کمتر و کمتر بشود و نظام دانشگاهی ضحاک-گونه ی ما از بین برود.


* جواهری به نام مریم وام گرفته از نوشته ی آقای نجفی، وزیر اسبق آموزش و پرورش و مشاور رئیس جمهور روحانی.

 

[1] ISC cult

[2] ISI cult

[3] Scientism

[4] Cargo cult

دیدگاه‌ها  

#17 پاسخ: جواهری به نام مریم و قربانی برای آیین آی-اس-سیاییFarhad 1396-05-22 23:07
با سلام. واقعا خجالت نمی کشید پول بابت دانشجوی دکترا و ارشد می گیرید و چرت و پرت می نویسید? ایا این است کارهای مهم شما ? خدا رحمت کند به سکسل که با مقاله او و صد البته دایی مشهور تان به نان و نوایی رسیدید و گر نه بعد از ان دو.مقاله سکسل شما یا کار نکرده اید، یا کار هتی بسیار صعیف، یا نوشتن این گونه متن ها. وای بر دانشگاه شریف و وای بر گرانش ایران و حیف عمر کسانی که در کلاس شما وقتشان تلف شده.
#16 پاسخ: جواهری به نام مریم و قربانی برای آیین آی-اس-سیاییسينا 1396-05-22 20:22
با سلام
در حال حاضر شايد وضعيت به اين شكل كه
پيش ميرود قابل كنترل باشد
چه وضعيتى؟
فرض كنيد به دانشگاهى ماموريت داده ايم كه
خودرويى را طراحى و بسازد
با فرض آن كه دانشگاه شفاف است و سازوكارش
استاندارد
چون سازوكار استاندارد است طرحى برنده
ميشود كه در يك رقابت جهانى نه كشورى
بالا آمده
وقتى خودرو توليد شد و نوبت به صادرات رسيد
همه منتظرند تا صاحبش شوند
اين يعنى پول
يعنى قدرت
از آن حتما يك نفر هم به شورا راه مييابد
يك نفر به مجلس
شايد يك نفر وزير شد
با اين كار يك موج تشكيل ميشود
چه موجى؟
موج سازوكار درست و استاندارد
چون فعلا نفت داريم و ميفروشيم
بماند براى بعد
#15 سپاسوحید احسانی 1396-05-17 07:38
درود بر استاد منصوری عزیز،
از مطالعۀ یادداشت آگاهی بخش (و البته دردناک) شما بهره بردم.
یکی از امتیازات شما این است که به منتقدانتان اجازه می دهید به راحتی دیدگاهشان را در تارنمای شخصی تان منتشر کنند. حتّی انتشار دیدگاه ها را مستلزم بررسی مدیر سایت نکرده اید. ایکاش همگان چنین می کردند، و ایکاش تمامی نقد کنندگان یاد بگیرند که مودبانه نقد کنند.
برای شما، طرفدارانتان و منتقدانتان آرزوی سلامتی و شادکامی دارم.
ارادتمند
#14 شما خود بیشتر مقصرید آقای دکتردانشجوی دیروز و امروز شما 1396-05-11 16:16
سئوال: دکتر منصوری عزیز کجای بیماری مقاله‎نویسی نشسته است؟ چرا وقتی معاون پژوهشی وزیر علوم بود، و رشد کمی مقالات به شکل نمایی بالا می‎رفت، سعی نکرد ملاک‎های کیفی را به جامعه‎ی علمی معرفی کند؛ ما فریاد زدیم - در کنارش - و نشنید. حتی بعد از آن به خودم گفت که کار درستی کرده است، که جامعه را به سمت تولید مقاله سوق داده است؛ همان روز باید جلوی تولید انبوه مقاله‎ی بی‎کیفیت را می‎گرفت؛ نه امروز.
#13 پاسخ: جواهری به نام مریم و قربانی برای آیین آی-اس-سیاییم.ا. 1396-05-11 07:00
دکتر منصوری عزیز, این یادداشت شما گرچه در ظاهر فرم پیام تسلیت ندارد اما باطنش پیام تسلیت عمیقی هست نه در سوگ مریم میرزاخانی عزیز که در سوگ هزاران هزار مریم میرزاخانی که در این نظام ناخوشایند, از دست رفته و می روند و خواهند رفت.
#12 پاسخ: جواهری به نام مریم و قربانی برای آیین آی-اس-سیاییاکبر کوکبی 1396-05-05 15:26
دست پیش را می گیرد که پس نیفتد. تو، در دانشکده فیزیک مالک هستی یقه بقیه را می گیری . بپا لال از دنیا نری
#11 پاسخ: جواهری به نام مریم و قربانی برای آیین آی-اس-سیاییپفضلی 1396-05-02 00:21
جناب استاد با کمال احترام
از فرزانگان فرنگ یکی هم بود که می گفت: یا باید از حقیقت گفت و نوشت یا نباید هیچ گفت و نوشت. قرار نبوده و نیست که نه دانشگاههای ما جای علم و دانش باشد و نه فرهنگستان های ما. فرهنگستان و نهادهای مشابه کودکستان یا، به سخن درستتر، خانه سالمندانی است که عده ای به طمع سمند سالیانه گرد هم آمده اند.
#10 پاسخ: جواهری به نام مریم و قربانی برای آیین آی-اس-سیاییپفضلی 1396-05-02 00:21
جناب استاد با کمال احترام
از فرزانگان فرنگ یکی هم بود که می گفت: یا باید از حقیقت گفت و نوشت یا نباید هیچ گفت و نوشت. قرار نبوده و نیست که نه دانشگاههای ما جای علم و دانش باشد و نه فرهنگستان های ما. فرهنگستان و نهادهای مشابه کودکستان یا، به سخن درستتر، خانه سالمندانی است که عده ای به طمع سمند سالیانه گرد هم آمده اند.
#9 پاسخ: جواهری به نام مریم و قربانی برای آیین آی-اس-سیاییمهدی 1396-05-01 21:09
این واکنش نشانه بهت است. ای کاش آموزش عالی ایران آنقدر نگران کیفیت تولید علم در ایران بود که به جای سپردن جوان ایرانی به استاد خارجی زمینه رشد او را در یک محیط بینابینی(همکاری دانشگاههای داخل با خارج) فراهم می کرد تا کشور نیز از آنان منتفع شود تا اینقدر افسوس نخوریم....
#8 پاسخ: جواهری به نام مریم و قربانی برای آیین آی-اس-سیاییحمید 1396-05-01 15:43
با سلام،
بنده یک بار شنیدم که خانم دکتر مریم سوتیک دارند تشریف می آورند ایران و آی پی ام. حالا نمی دانم آمدند یا خیر. اما خوب، حجابشان را یحتمل رعایت هم کردند همانطور که خانم دکتر نانسی کنویشر هم از ام آی تی در زمینه ی تحقیقات اف ام آر آی آمدند و اتفاقاً بنده هم سر جلسه سخنرانیهاشان حضور داشتم و بلکه از یک کتابی که مربوط به نوروساینس آلن کن با همکاری نوروساینتیستی نوشته است هم پرسیدم.کنویشر اتفاقاً بنظر می رسید خیلی نظر مثبتی دارد نسبت به آن نوروساینتیست. سیمین دانشور هم فکر کنم اتفاقاً استانفورد بوده است. و حالا حجاب هم داشته است یا نداشته است.
بنده فکر می کنم حجاب خیلی مهم است و اهمیت آن یک بلوغی هم می خواهد مخصوصاً در میان این همه برهنگیهایی که از زمین و زمان می بارد، ولی ربطی به ریاضی و فیزیک هم بعضی بفرمایند ندارد. و همین طور هم هست. و نمی توان کسی را هم زورش کرد که حجاب اختیار کند یا حتی به زور نماز اقامه کند. حتی اگر همسر و فرزند خود من باشند. اما کارهای مرحوم میرزاخانی هم اتفاقاً مربوط می شود به رویه های انتقالی در سیستمهای دینامیکی که گروه هایی نظیر SL(2, R) نیز در کارهایشان برجسته است. و این هم نه به نماز کار دارد و نه به صلوة و نه به حجاب. بنده حقیر حس می کنم دارم غلط زیادی می کنم که اینها را برای حضرت عالی می گویم. شما خودتان بهتر می دانید. یک وقت هست می خواهیم از کارهای خانم دکتر میرزاخانی حجاب را برداریم و یک وقت هست که می خواهیم بگوییم که خانمها باید حجاب داشته باشند.
اتفاقاً بنده یاد خانم دکتر نسرین سلطانخواه افتادم که ایشان نیز شاگرد دکتر محمودیان بوده اند و فکر کردم که دکترایشان را هم با ایشان گرفته اند و نگو از دانشگاه خوارزمی بوده است. (همان سالهایی که ایشان آمدند سر کار زمان ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد، بنده رفته بودم کتابخانه ی انستیتو مصاحب نمی دانم چرا. و یک مرتبه یک دفعه که رفتم گفتند محل انستیتو انتقال یافته است.) و اما نمی دانم چرا در سایت math.genealogy اسم ایشان را کسی وارد نکرده است. و نفهمیدم شاگرد دکترای کی بوده اند؟ و اما به حجاب ایشان دیگر کسی نمی تواند گیر بدهد! با عرض معذرت، باز غلط زیادی نکرده باشم. بنده حقیر که خیلی دوست داشتم همه اقوام و خانواده را ارشادشان کنم که چادری شوند. و این کار را هم می کنم. ولی بعضیها کله کله ی خودشان است. حرف توی گوششان نمی رود. هر چیزی زوری نیست. و اما مثل اینکه این مستهجناتی را هم که از زمین و زمان می فرستند هم زوری است. و کی زورش می کند، لااقل زمان آقای دکتر احمدی نژاد اینطوری نبود و بنده می توانم خودم شهادت دهم که اینطوری نبود.
#7 پاسخ: جواهری به نام مریم و قربانی برای آیین آی-اس-سیاییمحمدیان 1396-04-30 11:44
متاسفانه بعضی از اظهار نظرها شأن کلام و موقعیت را رعایت نمی کنند. چرابه جای نقد، بد وبیراه نثار می شود؟
#6 پاسخ: جواهری به نام مریم و قربانی برای آیین آی-اس-سیاییمهدی 1396-04-29 19:11
شما واعظی رو مثال زدید چون واعظی را دیگری بیرون کرد ولی ان هایی که خودت بیرون کردی را فراموش کردی؟ با محمد خرمی ها چه کردی؟ با همین قاسم اکسیری فرد چه کردید؟
#5 پاسخ: جواهری به نام مریم و قربانی برای آیین آی-اس-سیاییعلیرصا 1396-04-28 20:33
چرا در مورد استعداد هایی که زیر دست تو تلف شدن نمی گی ? چرا نمی گی که تو این 30-40 سال حتی یک دانشجو و دکترای درست و حسابی از زیر دستت در نیومده? تنها فکر و ذکر منصوری شده چند تا واژه من در اوردی نظير سوختیک!!!!!!!
بدون استثنا کلیه کسانی که با ایشون کار کردن سرنوشت شومی نصیبشون شده. واقعا باید سوار کشتی کنن تو رو تو وسط اقیانوس یا چاه فاضلاب ولت کنن تا دنیا از ادم موذی مثل تو راحت شه. به خدا اگه به اندازه مگس سواد داره، هر سوالی که بپرسید ازش با مغلطه می پیچونه و اخرش هیچ چی نمی گه. حیف بودجه کشور که تو جیب نامردهایی مثل تو میره
#4 پاسخ: جواهری به نام مریم و قربانی برای آیین آی-اس-سیاییسهراب 1396-04-28 20:26
کلا ایشون چشم دیدن هیچ کس رو ندارن، ادم به این حسودی ندیدم، ننگ بر تو که ابروی فیزیک را برده ای
#3 پاسخ: جواهری به نام مریم و قربانی برای آیین آی-اس-سیاییز.م. 1396-04-28 18:22
این روزها همه در حال تسلیت گفتن‌اند. همه عزا گرفته‌اند در غم از دست دادن جواهری به نام مریم، یا به قول دوست¬های المپیادی¬اش م.م. چرا؟ چون یک ریاضی‌دان بزرگ دنیا در جوانی فوت شده‌است؟ نه! چون زن بوده است؟ نه! چون زن و ایرانی بوده‌است؟ پس حجابش چه؟ لابد این را در این مورد می‌توان بخشید چون افتخار بسیار بیش از این حرف‌ها بوده است. پس حجاب هم قیمتی دارد؟ آقای حداد عادل هم نگران حجاب نبودند. شاید فقط نگران مرحوم هاشمی بودند و سیاست اصول‌گرایی. البته هنوز ممکن است از مشهد صدایی بلند بشود که وا اسلاما!
نه. چون صداقتی در وجود او بود که بر همه تأثیر می گذاشت. ذهن زیبایش، زیبایی علم رادریافته بود نه این که علم برایش فقط ابزارکسب و کار و ارتقاء شغلی باشد و شنیدم که افرادی از میان مردم معمولی جامعه صادقانه تأسف می خوردند که چرا نشناخته بودند او را؟
و چرا باید فرصت این هم دردی از مردم گرفته شود؟ مریم میرزاخانی چندسالی است که کم و بیش معرفی می شود. اتفاقا او به گفته ی خودش این شانس را داشته است که در موقعیت و زمان خوبی قرار گیرد قبل ازاین که به آمریکا سفر کند. آمریکا که پیشرو تمدن مدرن است اما شیوه اش در ساخت شهرک مخفی برای تهیه ی بمب اتمی و فرو انداختن دو بمب بعد از خاتمه ی جنگ بر روی مردم بی دفاع ژاپن (و نه ارتش) را نمی شود فراموش کرد. بدن های تکه تکه و بی جان هزاران کودک قربانی شده در اطرافمان را هم نمی شود فراموش کرد.قراردادهای چندین و چند ملیاردی آقای ترامپ برای فروش به بعضی کشورهای منطقه را هم نمی توان فراموش کرد.
خب حل این نامعادله با چه کسی است؟ آیا همه ی این ها از لوازم تمدن مدرن است؟
این قشنگ است اگر مردم به واقع آگاهانه و ازروی شناخت برای مریم عزادار باشند. آن چه او طی عمر کوتاهش انجام داده است حتی بدون درک محتوی می تواند به لحاظ شیوه و منش او بر جامعه تأثیر گذار باشد. جامعه ای که هرچه درسده های اخیر آن جست و جو می کنیم کمتر نشانی از ستاره های هویت بخش می یابیم و جامعه به این نیاز دارد. چیزی در نگاه ما باید تغییر کند. این درد است که کتاب آسمانی ما بارها و بارها به تفکر و تعقل فرا خواند اما ما بپذیریم که بندگان بی چون و چرای خدایان زمینی باشیم.
و نمی دانم چرا باید مریم میرزا خانی قربانی قلمداد شود؟ او در آن دسته از مردم قرار گرفت که برای نامیدنش نیاز نیست از عنوانی استفاده شود. گفتن نامش به حد کافی رسانای اوج جایگاه اوست.او هم مثل بسیاری ازبزرگان دنیای علم این شانس را داشت که هویت شخصی او پیشاپیش القاب رسمی اش به ذهن آید.
قربانیان همه ی آن هزارانی هستند که در پای طی مرحله کردن طالبان هم آی اس آی و هم آی اس سی، ذره ذره نابود و دفن می شوند.
...وافرادی باید کاری کنند . افرادی که در قله هستند. و لازم است خوبی ها و بدی های طلایه داران عصر جدید تحلیل شود که مانه از آن سر بام بیفتیم نه از این سر بام.
باارادت بسیار
#2 سپاسبابک 1396-04-28 10:40
سپاس و هزار سپاس از شما که همیشه نیک می اندیشید. این جزم اندیشان، زنده کشندگان و مرده پرستان فقط و فقط بی آنکه بخواهند هزینه ای کنند ، می خواهند وامدار افتخاری شوند که محصول سیستمی دگر است. دست مریزاد و هزار دست مریزاد بر شما. بوسه بر چنین اندیشه ای از بوسه بر مهر سجاده مستحب تر است. زنده یاد میرزاخانی بموجب سیستم آموزشی منحصربه فرد کشوری چون امریکا اسطوره شد.ایشان اگر مهاجرت نمی کردند، اگر هاروارد یا هر دانشگاه معتبر دیگری نمی رفتند و اگر با بزرگانی که چراغی فرا راهش گشودند آشنا نمی شد بی شک در سیستم ایران یک مربی دانشگاه ، مشاور و مربی کلاسهای آمادگی المپیاد و نهایتن مدرس درس هندسه دیفرانسیل و گروههای لی و دستیار ان آقا دکتر! سیاستمدار که با پیشوند متقلبانه دکتری سالها استعدادهای امسال ما را به قهقرا برد تدریس می کرد. پس حزن و اندوه فقدان میرزاخانی ضایعه اسفناکی برای جامعه آمریکا خواهد بود نه مایی که همواره استعدادهای ای مرز و بوم را روزانه به مسلخ می بریم.قدر زر را زرگر شناسد....با
#1 پاسخ: جواهری به نام مریم و قربانی برای آیین آی-اس-سیاییآرش 1396-04-27 10:48
دکتر، کاش میتونستید تکثیر بشید...

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید